• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حدیث النظر علی وجه علی عبادة

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: روايت، نگاه كردن، چهره امام علی (علیه‌السلام)، عبادت، منابع اهل سنت.

پرسش: آيا روايت «نگاه كردن به چهره علی (علیه‌السلام) عبادت است»، با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟

پاسخ: روایات متعددی در منابع اهل‌ سنت با سند معتبر وجود دارد که ثابت می‌کند نگاه کردن به چهره نورانی امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) عبادت است.



روایات متعددی در منابع اهل‌ سنت در این زمینه وجود دارد که ثابت می‌کند نگاه کردن به چهره نورانی امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) عبادت است.
این فضیلت، از فضائل بی‌نظیر امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) به شمار می‌رود و چنین روایتی درباره هیچ‌یک از اصحاب و به ویژه خلفای سه‌گانه در کتاب‌های اهل سنت یافت نمی‌شود.
نه تنها درباره خلفا چنین روایتی نیست؛ بلکه حتی طبق روایتی که بخاری نقل کرده است امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) از بودن با عمر کراهت داشت و دوست نداشت که چهره او را ببیند: فَاَرْسَلَ اِلَی اَبِی بَکْر اَنِ ائْتِنَا، وَلاَ یَاْتِنَا اَحَدٌ مَعَکَ، کَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.
علی (علیه‌السّلام) به دنبال ابوبکر فرستاد که نزد ما بیاد؛ ولی هیچ‌کس با تو نباشد؛ زیرا از هم‌نشینی با عمر کراهت داشت.
از نظر سندی نیز نمی‌توان بر آن اشکال گرفت؛ چراکه این روایت حداقل از هجده نفر از اصحاب نقل شده است، حتی اگر تمام سند‌های آن ضعیف باشد، بازهم حجت است؛ چراکه برخی از علمای اهل سنت روایتی را که از چهار نفر اصحاب نقل شده، متواتر دانسته‌اند.


این روایت از هجده نفر از اصحاب با سند‌های متعدد نقل شده است، گذشته از این‌که یکی از سند‌های آن توسط حاکم نیشابوری و هم‌چنین شمس‌الدین ذهبی تصحیح شده، برخی دیگر از سند‌های آن قطعاً «حسن» هستند.
حتی اگر فرض را بر این بگیریم که تمام سند‌های آن ضعیف نیز باشند، بازهم روایت از حجیت نمی‌افتد؛ چراکه این تعداد سند از دیدگاه شیعه و سنی متواتر به شمار می‌رود و روایت متواتر نیازی به اثبات صحت تک‌تک طرق ندارد؛ چنانچه البانی وهابی در این‌باره می‌گوید: ولا یشترط فی الحدیث المتواتر سلامة طرقه من الضعف، لان ثبوته انما هو بمجموعها، لا بالفرد منها.
در حدیث متواتر، سالم بودن طرق آن از ضعف، شرط نیست؛ چراکه اثبات روایت با نظر به مجموع طرق آن است، نه با نظر به تک‌تک طرق.
جالب است که برخی علمای اهل سنت، تصریح کرده‌اند که این روایت، متواتر است. محمد بن جعفر کتانی در کتاب نظم المتناثر می‌نویسد: (ومنها) حدیث النظر الی علی عبادة ورد من روایة احد عشر صحابیا بعدة طرق قال السیوطی فی التعقبات وتلک عدة التواتر فی رای جماعة.
جلال‌الدین سیوطی، عالم نامدار اهل سنت، نیز تصریح کرده است که این روایت متواتر است. علامه مناوی در فیض القدیر که شرحی است بر کتاب جامع الصغیر، بعد از نقل این روایت می‌گوید: وتعقبه المصنف وغیره بانه ورد من روایة احد عشر صحابیا بعدة طرق وتلک عدة التواتر عند قوم
مصنف (سیوطی) و دیگران به دنبال این روایت گفته‌اند: این روایت از یازه نفر از اصحاب با طرق مختلف نقل شده است، و این تعداد از دیدگاه عده‌ای متواتر محسوب می‌شود.
علی بن محمد کنانی نیز همین مطلب را آورده است: وهذا الحدیث ورد من روایة احد عشر صحابیا بعدة طرق وتلک عدة التواتر فی رای قوم (قلت): وقال الحافظ العلائی الشافعی بعد ان حکی عن بعضهم ابطال الحدیث: الحکم علیه بالبطلان فیه بعد، ولکنه کما قال الخطیب غریب والله اعلم.
این حدیث از یازده نفر از اصحاب با طرق مختلف نقل شده است و این تعداد، از دیدگاه عده‌ای متواتر محسوب می‌شود. من می‌گویم: حافظ علائی بعد از این که سخن برخی را مبنی بر باطل بودن آن حکایت کرده، گفته: حکم بر بطلان این روایت، بعید است؛ ولی همان‌طور که خطیب گفته، این روایت غریب است.
علامه سیوطی و دیگران با دیدن یازده سند از اسناد آن، حکم به تواتر کرده‌اند؛ در حالی که این روایت از هجده نفر از اصحاب با سند‌های متعدد نقل شده است؛ پس هیچ تردیدی در متواتر بودن آن نیست.
جالب است که علمای اهل سنت وقتی به فضائل ابوبکر می‌رسند، می‌بینند که سند درستی ندارد؛ اما می‌گویند که چون از طریق هشت نفر از اصحاب نقل شده؛ پس متواتر است:
ابن‌حجر هیثمی بعد از نقل روایت «مروا ابا بکر فلیصلّ بالناس» می‌گوید: اعلم ان هذا الحدیث متواتر فانه ورد من حدیث عائشة وابن مسعود وابن عباس وابن عمر وعبدالله بن زمعة وابی سعید وعلی بن ابی طالب وحفصة
بدان که این حدیث متواتر است؛ چراکه از طریق عائشه، ابن‌مسعود، ابن‌عباس، ابن‌عمر، عبدالله بن زمعه، ابن‌سعید، علی بن ابی‌طالب و حفصه نقل شده است.
حتی ابن‌حزم‌ اندلسی روایتی را که تنها چهار سند دارد، متواتر دانسته و بعد از روایت: «لا تبیعوا الماء» که از چهار نفر از اصحاب نقل شده می‌گوید: فَهَؤُلاَءِ اَرْبَعَةٌ من الصَّحَابَةِ رضی الله عنهم فَهُوَ نَقْلٌ تَوَاتَرَ وَلاَ تَحِلُّ مُخَالَفَتُهُ.




۳.۱ - روایت عبدالله بن مسعود

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ اَبِی شَیْبَةَ، ثنا اَحْمَدُ بْنُ بُدَیْلٍ الْیَامِیُّ، ثنا یَحْیَی بْنُ عِیسَی، عَنِ الاَعْمَشِ، عَنْ اِبْرَاهِیمَ، عَنْ عَلْقَمَةَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قَالَ: «النَّظَرُ اِلَی وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ».
عبدالله بن مسعود از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: نگاه کردن به چهره علی (علیه‌السّلام) عبادت است.
[۱۰] ابوحفص عمر بن احمد بن شاهین (متوفای۳۸۵ هـ)، الکتاب اللطیف لشرح مذاهب اهل السنة ومعرفة شرائع الدین والتمسک بالسنن، ج۱، ص۱۵۵، تحقیق: عبدالله بن محمد البصیری، ناشر: مکتبة الغرباء الاثریة - المدینة المنورة/ السعودیة، الطبعة: الاولی، ۱۴۱۶هـ.

عمر بن شاهین بعد از نقل این روایت می‌گوید: تَفَرَّدَ عَلِیٌّ بِهَذِهِ الْفَضِیلَةِ، لَمْ یَشْرَکْهُ فِیهَا اَحَدٌ.
تنها علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) این فضیلت را داشته و هیچ‌کس دیگر در آن شریک نیست.
ابونعیم اصفهانی نیز این فضیلت را از فضائل اختصاصی امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) دانسته است، آن‌جا که می‌گوید: ذکر فضیلة اخری ل امیرالمؤمنین علی، رضی الله عنه، لم یشرکه فیها احد.
خطیب بغدادی همین روایت را با همان سند نقل کرده؛ ولی نگاه کردن به خانه خدا و چهره علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) را در کنارهم ذکر کرده است: اخبرنا الحسن بن ابی بکر حدثنا محمد بن عبدالله بن ابراهیم الشافعی املاء حدثنا الهیثم بن خلف حدثنا علی بن المثنی الطهوی حدثنا عاصم بن عامر البجلی قال حدثنی یحیی بن عیسی الرملی عن الاعمش عن ابراهیم عن علقمة عن عبدالله قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم النظر الی البیت عبادة والنظر الی وجه علی عبادة.
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: نگاه کردن به خانه (کعبه) عبادت است و نگاه کردن به چهره علی (علیه‌السّلام) عبادت است.
حاکم نیشابوری بعد از نقل همین روایت از زبان عمران بن حصین که بعدا ذکر می‌شود، گفته است: هذا حدیث صحیح الاسناد و شواهده عن عبدالله بن مسعود صحیحة.
و سپس همین روایت عبدالله بن مسعود را به عنوان شاهد برای روایت عمران بن حصین نقل کرده است:
بنابراین از نظر حاکم نیشابوری روایت عمران بن حصین و هم‌چنین روایت عبدالله بن مسعود صحیح است و اشکالی در سند آن نیست.
جالب است که ذهبی در تلخیص المستدرک، روایت عمران بن حصین را موضوع می‌داند؛ اما روایت عبدالله بن مسعود را صحیح. وی بعد از سخن حاکم می‌نویسد: قلت: ذا موضوع وشاهده صحیح.
این روایت ساختگی است؛ ولی شاهد آن صحیح است.
[۱۸] ذهبی، شمس‌الدین، المستدرک علی الصحیحین و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، ج۳، ص۱۴۱، کتاب معرفة الصحابة، طبعة مزیدة بفهرس الاحادیث الشریفة، دارالمعرفة، بیروت، ۱۳۴۲هـ.

یعنی روایت عمران بن حصین جعلی است؛ اما شاهد آن که روایت عبدالله بن مسعود باشد، صحیح است.
سیوطی در تاریخ الخلفا این روایت را حسن دانسته و می‌گوید: واخرج الطبرانی والحاکم عن ابن مسعود رضی الله عنهما ان النبی صلی الله علیه وسلم قال: «النظر الی علی عبادة» اسناده حسن.
این روایت را طبرانی و حاکم از ابن‌مسعود از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است که نگاه کردن به چهره علی (علیه‌السّلام) عبادت است.
اسناد این روایت «حسن» است.
و ابن‌حجر هیثمی بعد از آن می‌گوید: الحدیث الخامس عشر اخرج الطبرانی والحاکم عن ابن مسعود رضی الله عنه ان النبی صلی الله علیه وسلم قال (النظر الی علی عبادة) اسناده حسن.
حدیث پانزدهم: طبرانی و حاکم از ابن‌مسعود نقل کرده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: نگاه کردن به چهره علی (علیه‌السّلام) عبادت است.
اسناد این روایت «حسن» است.
هر چند که همین تصریحات برای اثبات حجیت روایت کفایت می‌کند؛ اما در عین حال ناچاریم تک‌تک روات را نیز بررسی کنیم.

۳.۱.۱ - بررسی سند روایت

محمد بن عثمان:
محمد بن عثمان بن ابی شیبة الامام الحافظ المسند ابوجعفر العبسی الکوفی...
۶۸۱ محمد بن عثمان بن ابی شیبة الحافظ البارع محدث الکوفة ابو جعفر العبسی الکوفی.
احمد بن بدیل:
احمد بن بدیل بن قریش ابو جعفر الیامی بالتحتانیة قاضی الکوفة صدوق له اوهام من العاشرة مات سنة ثمان وخمسین ت ق.
ذهبی در سیر اعلام النبلاء در شرح حال او می‌نویسد: احمد بن بدیل (ت ق). ابن قریش بن بدیر بن الحارث الیامی قاضی الکوفة ثم همذان الحافظ ابو جعفر عالم دین فاضل معمر....
احمد بن بدیل حافظ (کسی که یک صد هزار حدیث حفظ است)، دانشمند، متدین، فاضل و دارای عمر طولانی بود.
یحیی بن عیسی:
از روات مسلم، بخاری در ادب المفرد و سایر صحاح سته: یحیی بن عیسی التمیمی النهشلی الفاخوری بالفاء والخاء المعجمة الجرار بالجیم وراءین الکوفی نزیل الرملة صدوق یخطیء ورمی بالتشیع من التاسعة مات سنة احدی ومائتین بخ م د ت ق.
ذهبی نیز نام او را در کتاب «ذکر من تکلم فیه وهو موثق» آورده است:
[۲۶] الذهبی الشافعی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ هـ)، ذکر اسماء من تکلم فیه وهو موثق، ج۱ ص۱۹۸، رقم: ۳۷۶، تحقیق: محمد شکور امریر المیادینی، ناشر: مکتبة المنار - الزرقاء، الطبعة: الاولی، ۱۴۰۶هـ.

البته علمای اهل سنت در این سه راوی که گذشت، اختلاف دارند، برخی آن‌ها را توثیق و برخی تضعیف کرده‌اند و به تعبیر علمای رجال «مختلف فیه» هستند؛ هر چند که این مسئله ضرری به حجیت روایت نخواهد زد؛ چرا که روایت مختلف فیه از نظر رتبه «حسن» نامیده می‌شود و روایت «حسن» نیز همانند روایت «صحیح» حجت است و از این جهت هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. . شاید به همین خاطر سیوطی و ابن‌حجر هیثمی حکم به «حسن» بودن آن کرده باشند.
سلیمان بن مهران:
از روات بخاری، مسلم و سایر صحاح سته: سلیمان بن مهران الاسدی الکاهلی ابو محمد الکوفی الاعمش ثقة حافظ عارف بالقراءات ورع لکنه یدلس من الخامسة مات سنة سبع واربعین او ثمان وکان مولده اول سنة احدی وستین ع.
ابراهیم نخعی:
ابراهیم بن یزید النخعی ابو عمران الکوفی الفقیه عن خاله الاسود وعلقمة ورای عائشة وعنه الحکم ومنصور والاعمش وکان عجبا فی الورع والخیر متوقیا للشهرة راسا فی العلم مات ۹۶ کهلا ع.
علقمة بن قیس:
علقمة بن قیس بن عبدالله النخعی الکوفی ثقة ثبت فقیه عابد من الثانیة مات بعد الستین وقیل بعد السبعین ع.
عبدالله بن مسعود: صحابی.

۳.۲ - روایت ابوبکر

این روایت از طریق ابوبکر نیز با سند‌های مختلف نقل شده است؛ از جمله ابوالقاسم حلبی در کتاب حدیث خود، محب‌الدین طبری در ذخائر العقبی، و ابن‌عساکر دمشقی در تاریخ مدینه دمشق نوشته‌اند: حَدَّثَنَا اِسْمَاعِیلُ، نا اَبُو اَحْمَدَ، نا اَبُو عَلِیٍّ الْحُسَیْنُ بْنُ عَبْدِ الْغَفَّارِ بْنِ عَمْرٍو الاَزْدِیُّ، نا دُحَیْمٌ، نا شُعَیْبُ بْنُ اِسْحَاقَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: رَاَیْتُ اَبَا بَکْرٍ الصِّدِّیقَ یُکْثِرُ النَّظَرَ اِلَی وَجْهِ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طَالِبٍ، فَقُلْتُ: یَا اَبَةِ اِنَّکَ لَتُکْثِرُ النَّظَرَ اِلَی عَلِیِّ بْنِ اَبِی طَالِبٍ، فَقَالَ لِی: یَا بُنَیَّةُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: " النَّظَرُ اِلَی وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ "
از عائشه نقل شده است که گفت: دیدم که ابوبکر زیاد به چهره علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) نگاه می‌کند، پس گفتم: ‌ای پدر! شما زیاد به چهره علی بن ابی‌طالب نگاه می‌کنی! پس به من گفت: ‌ای دخترم! از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شندیم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی عبادت است.
ابوبکر دینوری در المجالسة وجواهر العلم، و ابن‌عساکر دمشقی آن را با کمی تفاوت نقل کرده‌اند: حَدَّثَنَا اَحْمَدُ، نا عَلِیُّ بْنُ سَعِیدٍ، نا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْقَاضِی، نا اَبُو اُسَامَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ الصِّدِّیقَةِ ابْنَةِ الصِّدِّیقِ حَبِیبَةِ حَبِیبِ اللَّهِ، قَالَتْ: " قُلْتُ لاَبِی: اِنِّی اَرَاکَ تُطِیلُ النَّظَرَ اِلَی وَجْهِ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ. فَقَالَ لِی: یَا بُنَیَّةُ! سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: النَّظَرُ فِی وَجْهِهِ عِبَادَةٌ "
از عایشه نقل شده است که به پدرم گفت: می‌بینم که به صورت طولانی به چهره علی بن ابی‌طالب نگاه می‌کنی! پس به من گفت: از ر سول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.
شمس‌الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء، آن را با سند دیگر نقل کرده است: اَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ، اَخْبَرَنَا جَعْفَرٌ الْهَمْدَانِیُّ، اَخْبَرَنَا اَبُو طَاهِرٍ السِّلَفِیُّ، اَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ مَرْدَکَ بِالرَّیِّ، اَخْبَرَنَا اَبُو سَعْدٍ السَّمَّانُ، اَخْبَرَنَا اَبُو الْعَبَّاسِ بْنُ الْحَاجِّ، وَاَبُو عَلِیِّ بْنُ مَهْدِیٍّ الرَّازِیُّ، قَالا: اَخْبَرَنَا اَبُو الْفَوَارِسِ بْنُ السِّنْدِیِّ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَمَّادٍ الطِّهْرَانِیُّ، اَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنِ الزُّهْرِیِّ، عَنْ عُرْوَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، عَنْ اَبِی بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِیَّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: " النَّظَرُ اِلَی وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ ".
از عائشه از ابوبکر نقل شده است که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.
البته ذهبی، به این روایت این چنین اشکال می‌کند: فَهَذَا اُدْخِلَ عَلَی اَبِی الْفَوَارِسِ.
این روایت، به ابی‌فوارس وارد (بسته) شده.
البته باید از ذهبی سؤال کرد که دلیل شما برای این مطلب چیست؟ با این که راوی قبل از ابوفوارس ثقه است؛ پس شما از کجا چنین مطلبی را فهمیدید؟ آیا شما علم غیب دارید؟
واضح و روشن است که مخالفان اهل بیت (علیهم‌السّلام) برای زیر سؤال بردن فضائل آن بزرگواران نهایت تلاش خود را می‌کنند؛ اگر هیچ دلیلی هم نیافتند، از اخبار غیبی! برای رد کردن آن استفاده می‌کنند.
جالب است که ابن‌حجر هیثمی بعد از نقل این روایت می‌گوید: وکان ابو بکر یکثر النظر الی وجه علی فسالته عائشة فقال سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول (النظر الی وجه علی عبادة)
ابوبکر زیاد به چره علی نگاه می‌کرد؛ پس عائشه از او سؤال کرد؛ پس گفت: از رسول خدا شنیدم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی عبادت است.
سپس می‌گوید: ومر نحو هذا وانه حدیث حسن.
همانند این روایت پیش از این گذشت و این روایت «حسن» است.

۳.۳ - روایت عمران بن حصین

این روایت از عمران بن حصین با سه طریق نقل شده است:
طریق اول: ابوسعید خدری از عمران بن حصین:
حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک می‌نویسد: حَدَّثَنَا دَعْلَجُ بْنُ اَحْمَدَ السِّجْزِیُّ، ثنا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ مُعَاوِیَةَ، ثنا اِبْرَاهِیمُ بْنُ اِسْحَاقَ الْجُعْفِیُّ، ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ الْعِجْلِیُّ، ثنا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، عَنْ حُمَیْدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ اَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَیْنٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: " النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ عِبَادَةٌ ".
از عمران بن حصین نقل شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.
حاکم نیشابوری بعد از نقل روایت می‌گوید: هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحُ الاِسْنَادِ، وَشَوَاهِدُهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ صَحِیحَةٌ.
این روایت در کتاب‌های دیگر نیز نقل شده است که ما به ذکر چند آدرس اکتفا می‌کنیم.
[۳۸] الاصبهانی، ابونعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰هـ)، معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۱۱۱، ح۵۳۰۷، طبق برنامه الجامع الکبیر.

طریق دوم: طلیق بن محمد از جدش عمران بن حصین:
ابوالقاسم طبرانی در المعجم الکبیر، ابونعیم اصفهانی در معرفة الصحابه و... این روایت را از طریق طلیق محمد از جدش عمران بن حصین نقل کرده‌اند: حَدَّثَنَا اَبُو مُسْلِمٍ الْکَشِّیُّ، ثنا اَبُو نُجَیْدٍ عِمْرَانُ بْنُ خَالِدِ بْنِ طَلِیقٍ الضَّرِیرُ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ: رَاَیْتُعِمْرَانَبْنَحُصَیْنٍیُحِدُّ النَّظَرَ اِلَی عَلِیٍّ فَقِیلَ لَهُ، فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: " النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ رَضِی اللَّهُ تَعَالَی عَنْهُ عِبَادَةٌ "
[۴۲] الاصبهانی، ابو نعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰هـ)، معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۱۱۱، ح۵۳۰۶، طبق برنامه الجامع الکبیر.

محمد بن خلف بن حیان در اخبار القضاه و ابن‌عساکر دمشقی سلفی همین روایت را به صورت دیگر از عمران بن حصین نقل کرده‌اند: اَخْبَرَنَا اَبُو الْقَاسِمِ عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ، نا عَمِّی اَبُو الْبَرَکَاتِ عَقِیلُ بْنُ الْعَبَّاسِ الْحُسَیْنِیُّ، انا اَبُو عَبْدِ اللَّهِ بْنُ اَبِی کَامِلٍ، انا خَالُ اَبِی خَیْثَمَةَ بْنِ سُلَیْمَانَ، نا اَبُو عُمَرَ اَحْمَدُ بْنُ الْغَمْرِ یُعْرَفُ بِابْنِ اَبِی حَمَّادٍ، نا رَجَاءُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّقَطِیُّ، نا عِمْرَانُ بْنُ خَالِدِ بْنِ طُلَیْقٍ، حَدَّثَنِی اَبِی، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ عِمْرَانَ بْنِ حُصَیْنٍ، اَنَّهُ مَرِضَ مَرَضَهُ فَاَتَاهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَعُودُهُ، فَقَالَ: " یَا اَبَا نُجَیْدٍ اِنِّی لآیَسُ لَکَ مِنْ عِلَّتِکَ "، قَالَ: بِاَبِی اَنْتَ وَاُمِّی فَلا تَفْعَلْ، فَاِنَّ اَحَبَّ ذَلِکَ اِلَیَّ اَحَبَّهُ اِلَی اللَّهِ، قَالَ: فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَی رَاْسِی، فَقَالَ: " لا بَاْسَ عَلَیْکَ یَا عِمْرَانُ "، فَعُوفِیَ مِنْ ذَلِکَ الْوَجَعِ، ثُمَّ انْصَرَفَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فَاَتَی عَلِیَّ بْنَ اَبِی طَالِبٍ، فَقَالَ: اَعُدْتَ اَخَاکَ اَبَا نُجَیْدٍ؟ قَالَ: لَمْ اَعْلَمْ، قَالَ: عَزَمْتُ عَلَیْکَ لِمَا لَمْ تَجْلِسْ حَتَّی تَعُودَهُ، فَنَظَرَ اِلَیْهِ عِمْرَانُ مُقْبِلا، فَجَلَسَ اِلَیْهِ وَنَظَرَ اِلَیْهِ، ثُمَّ قَامَ فَاَتْبَعَهُ بَصَرُهُ حَتَّی غَابَ عَنْهُ، فَقَالَ لَهُ جُلَسَاؤُهُ: قَدْ رَاَیْنَاکَ وَمَا صَنَعْتَ، قَالَ: اِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: «النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ عَبَادَةٌ»
طلیق بن محمد از جدش عمران بن حصین نقل می‌کند که او مریض شده بود؛ پس رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عیادت او آمد و فرمود: ‌ای ابا نجید، ما از تو به خاطر بیماریت مأیوس هستیم» عمران گفت: پدر و مادرم به فدایت، شما نگران من نباشید، هر آن چیزی را که خداوند دوست دارد، من همان را دوست دارم. عمران گفت: پس رسول خدا دستش را بر سر من گذاشت و فرمود: ‌ای عمران! تو مشکلی نداری! پس من از این بیماری عافیت پیدا کردم.
رسول خدا برگشت و پیش علی بن ابی‌طالب رفت و فرمود: آیا برادرت ابا نجید را عیادت کرده‌ای؟ گفت: بی‌خبر بودم. فرمود: تو را قسم می‌دهم قبل از این که بنشینی به عیادت او بروی. وقتی علی در حال آمدن بود، عمران به او نگاه کرد، وقتی نشست به او نگاه می‌کرد، هنگامی که ایستاد تا برود، بازهم از او چشم برنداشت تا این‌که از دید او خارج شد. پس اهل مجلس به او گفتند: ما دیدیم که تو چه کار کردی. عمران گفت: من از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نشدیم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.
طریق سوم: محمد بن موسی الحرشی از عمران بن حصین
ابن‌مغازلی در کتاب مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) می‌نویسد: قال: واخبرنا محمد بن محمود، حدثنا ابراهیم بن عبد السلام، حدثنا محمد بن موسی الحرشی، حدّثنا عمران بن حصین قال: سمعت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وسلّم یقول: «النظر الی وجه علی عبادة»

۳.۴ - روایت معاذ بن جبل

خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و ابن‌عساکر در تاریخ مدینه دمشق، همین روایت را از طریق ابوهریره از معاذ بن جبل نقل کرده‌اند: وَاَخْبَرَنا عَلِیٌّ، قَالَ: اخبرنا مُحَمَّدٌ، قَالَ حدثنا مُحَمَّدُ بْنُ اَیُّوبَ، قَالَ: حدثنا هَوْذَةُ بْنُ خَلِیفَةَ، قَالَ: حدثنا ابْنِ جُرَیْجٍ، عَنْ اَبِی صَالِحٍ، عَنْ اَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: رَاَیْتُ مُعَاذَ بْنَ جَبَلٍ یُدِیمُ النَّظَرَ عَلَی ابْنِ اَبِی طَالِبٍ، فَقُلْتُ: مَالَکَ تُدِیمُ النَّظَرَ اِلَی عَلِیٍّ کَاَنَّکَ لَمْ تَرَهُ؟ فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: " النَّظَرُ اِلَی وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ.
از ابوهریره نقل شده است که گفت: دیدم که معاذ بن جبل به صورت طولانی به علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) نگاه می‌کند، پس گفتم: تو را چه شده، چرا به علی طولانی نگاه می‌کنی، انگار که او را ندیده‌ای؟ پس گفت: از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.

۳.۵ - روایت عائشه

ابونعیم اصفهانی، همین روایت را از طریق عایشه نقل کرده است: حدثنا ابو نصر احمد بن الحسین المروانی النیسابوری قال ثنا الحسن ابن موسی السمسار قال ثنا محمد بن عبدک القزوینی قال ثنا عباد بن صهیب قال ثنا هشام بن عروة عن ابیه عن عائشة رضی الله تعالی عنها قالت قال رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) النظر الی علی عبادة.
و باز در دو جای دیگر از کتاب تاریخ مدینه دمشق و با سند دیگر همین روایت را نقل کرده است: اَخْبَرَنِی اَبُو الْمَعَالِی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحُلْوَانِیُّ وَحْدِی، حَدَّثَنِی اَبُو بَکْرِ بْنُ خَلَفٍ وَحْدِی، حَدَّثَنِی الْحَاکِمُ اَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَحْدِی، حَدَّثَنِی وَحْدِی اَبُو الْعَبَّاسِ اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْفَارِسِیُّ وحدی، حَدَّثَنِی اَبُو الْحُسَیْنِ اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَخْزُومٍ الْحَافِظُ وحدی، حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی الْعَسْکَرِیُّ، وحدی حَدَّثَنِی مُؤَمَّلُ بْنُ اِهَابٍ وَحْدِی، وَحَدَّثَنِی عَبْدُ الرَّزَّاقِ وَحْدِی، حَدَّثَنِی مَعْمَرٌ وَحْدِی، حَدَّثَنِی الزُّهْرِیُّ وَحْدِی، عَنْ عُرْوَةَ، عَنْ عَائِشَةَ: اَنّ النَّبِیَّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قَالَ: «النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ عِبَادَةٌ».
[۴۹] ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱هـ)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۰، ص۹.


۳.۶ - روایت جابر بن عبدالله

محب‌الدین طبری در ذخائر العقبی روایتی را از جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند که در آن سه نفر از اصحاب شهادت می‌دهند که این روایت را از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیده‌اند: وعن جابر قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم لعلی عد عمران بن حصین فانه مریض فاتاه وعنده معاذ وابو هریرة فاقبل عمران یحد النظر الی علی فقال له معاذ لم تحد النظر الیه فقال سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول «النظر الی علی عبادة» فقال معاذ وانا سمعته من رسول الله صلی الله علیه وسلم وقال ابو هریرة وانا سمعت من رسول الله صلی الله علیه وسلم اخرجه ابن ابی الفرات.
از جابر بن عبدالله نقل شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به علی (علیه‌السّلام) فرمود: به عیادت عمران بن حصین برو؛ چرا که بیمار است. پس به عیادت او آمد؛ در حالی معاذ و ابوهریره نیز آن جا بودند. پس عمران جلو آمد؛ در حالی که چشم از علی بر نمی‌داشت. پس معاذ به او گفت: چرا از او چشم بر نمی‌داری؟ پس گفت: از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که می‌گفت: «نگاه کردن به چهره علی، عبادت است» پس معاذ گفت: من نیز آن را از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیده‌ام، ابوهریره نیز گفت: من نیز آن را از پیامبر خدا شنیده‌ام. این روایت را ابوفرات آورده است.
ابن‌عساکر دمشقی، روایت مورد نظر را به صورت مستقیم از خود جابر بن عبدالله نیز نقل کرده است: اَخْبَرَنَاهُ اَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْفُرَاوِیُّ، وابو الْقَاسِمِ الشَّحَّامِیُّ، قَالا: انا اَبُو سَعْدٍ الْجَنْزَرُودِیُّ، انا اَبُو الْفَضْلِ نَصْرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ اَحْمَدَ بْنِ یَعْقُوبَ الطُّوسِیُّ الْعَطَّارُ، انا سُلَیْمَانُ بْنُ اَبِی صَلابَةَ، نا اَبُو بَکْرِ بْنُ اِبْرَاهِیمَ، نا مِقْدَامُ بْنُ رُشَیْدٍ، نا ثَوْبَانُ بْنُ اِبْرَاهِیمَ، نا سَالِمٌ الْخَوَّاصُ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): " النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ عِبَادَةٌ ".

۳.۷ - روایت واثلة بن الاسقع

ابن‌مغازلی در کتاب مناقب امیرمؤمنان (علیه‌السلام)، آن را از واثلة بن الاسقع نقل کرده است: اخبرنا احمد بن محمد، حدثنا الحسین بن محمد بن الحسین العدل، حدّثنا محمد بن محمود، حدّثنا ابراهیم بن مهدی الابلی، حدّثنا عبدالله بن معاویة الجمحی، حدّثنا محمد بن راشد، عن مکحول، عن واثلة بن الاسقع قال: قال رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وسلّم: «النظر الی علی عبادة».

۳.۸ - روایت ابوهریره الدوسی

عبدالله بن عدی، همین روایت را از طریق ابوهریره در کتاب الکامل فی ضفعاء الرجال، آورده است: ثنا الحسن بن علی ثنا الصباح بن عبدالله ثنا شعبة عن الاعمش عن ابی صالح عن ابی هریرة قال قال رسول الله النظر الی وجه علی عبادة.
البته به ما اشکال نکنند که چرا از این کتاب روایت را آورده‌ایم؛ چون هدف ما اثبات صحت تک‌تک سندهای آن نیست، بلکه در این مرحله تنها می‌خواهیم ثابت کنیم که این روایت از طریق چند نفر از اصحاب نقل شده است.

۳.۹ - روایت انس بن مالک

این روایت از طریق انس بن مالک نیز نقل شده است؛ چنانچه ابن‌عساکر در تاریخ مدینه دمشق می‌نویسد: اَخْبَرَنَاهُ اَبُو الْقَاسِمِ بْنُ السَّمَرْقَنْدِیِّ، انا اَبُو الْقَاسِمِ بْنُ مَسْعَدَةَ، نا حَمْزَةُ بْنُ یُوسُفَ، انا اَبُو اَحْمَدَ بْنُ عَدِیٍّ، نا حَاجِبُ بْنُ مَالِکٍ، نا عَلِیُّ بْنُ الْمُثَنَّی، حَدَّثَنِی عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَی، حَدَّثَنِی مَطَرُ بْنُ اَبِی مَطَرٍ، عَنْ اَنَسِ بْنِ مَالِکٍ، قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): " النَّظَرُ اِلَی وَجْهِ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ ".
[۵۵] ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱هـ)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۵.


۳.۱۰ - روایت ثوبان مولی رسول الله

ابن‌عساکر، آن را طریق ثوبان، غلام رسول خدا نیز نقل کرده است: اَخْبَرَنَاهُ اَبُو الْقَاسِمِ، انا اَبُو الْقَاسِمِ، انا حَمْزَةُ، انا اَبُو اَحْمَدَ، نا حَاجِبُ بْنُ مَالِکٍ، نا عَلِیُّ بْنُ الْمُثَنَّی، حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَطِیَّةَ الْبَزَّارُ، حَدَّثَنِی یَحْیَی بْنُ سَلَمَةَ بْن کُهَیْلٍ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ سَالِمٍ، عَنْ ثَوْبَانَ، قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): " النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ عِبَادَةٌ ".

۳.۱۱ - روایت عثمان بن عفان

ابن‌عساکر آن را از طریق عثمان بن عفان نقل کرده است: اَخْبَرَنَا اَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ اَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ، انا مُحَمَّدُ بْنُ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الآبَنُوسِیُّ، انا اَبُو نَصْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ الْمَلاحِمِیُّ الْبُخَارِیُّ، نا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الْجُرْجَانِیُّ، نا مُحَمَّدُ بْنُ اَبِی سَعِیدٍ الْحَافِظُ، انا اَبُو الْعَبَّاسِ اَحْمَدُ بْنُ هَاشِمٍ الطَّرِیقِیُّ، حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عُمَرَ الزَّیَّاتُ الْکُوفِیُّ، نا مُحَمَّدُ بْنُ غَسَّانَ الاَنْصَارِیُّ، عَنْ یُونُسَ مَوْلَی الرَّشِیدِ، قَالَ: کُنْتُ وَاقِفًا عَلَی رَاْسِ الْمَاْمُونِ، وَعِنْدَهُ یَحْیَی بْنُ اَکْثَمَ الْقَاضِی، فَذَکَرُوا عَلِیًّا وَفَضْلَهُ، فَقَالَ الْمَاْمُونُ: سَمِعْتُ الرَّشِیدَ، یَقُولُ: سَمِعْتُ الْمَهْدِیَّ، یَقُولُ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ، یَقُولُ: سَمِعْتُ اَبِی، یَقُولُ: سَمِعْتُ جَدِّی، یَقُولُ: سَمِعْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ، یَقُولُ: رَجَعَ عُثْمَانُ اِلَی عَلِیٍّ، فَسَاَلَهُ الْمَصِیرَ اِلَیْهِ، فَصَارَ اِلَیْهِ فَجَعَلَ یَحُدُّ النَّظَرَ اِلَیْهِ، فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ: مَالِکٌ یَا عُثْمَانُ؟ مَالِکٌ تَحُدُّ النَّظَرَ اِلَیَّ؟ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ: " النَّظَرُ اِلَی عَلِیٍّ عَبَادَةُ ".
از ابن‌عباس نقل شده است که عثمان به طرف علی برگشت و از او خواست که پیشش برود؛ پس علی (علیه‌السّلام) پیش او رفت؛ عثمان چشم از او بر نمی‌داشت، علی (علیه‌السّلام) به او گفت: تو را چه شده‌ای عثمان! چرا چشم از من بر نمی‌داری؟ عثمان گفت: از رسول خدا شنیدم که می‌گفت: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.

۳.۱۲ - روایت عبدالله بن عباس

ابن‌جوزی همین روایت را از طریق عبدالله بن عباس نقل کرده است: واما حدیث ابن عباس: انبانا محمد بن ناصر بن علی بن میمون قال انبانا علی بن المحسن التنوخی قال انبانا عبدالله بن ابراهیم بن جعفر الزینبی قال حدثنا محمد بن سفیان الحنائی قال حدثنا عثمان بن یعقوب العطار قال حدثنا محمد بن محمد البصری عن الحمانی عن ابن فضیل عن یزید بن ابی زیاد عن مجاهد عن ابن عباس ان النبی قال: النظر الی علی عبادة.

۳.۱۳ - روایت ابوذر غفاری

این روایت از طریق ابوذر غفاری، یار وفادار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) نیز نقل شده است. ابن‌عساکر می‌نویسد: اَخْبَرَنَا اَبُو مَنْصُورٍ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَاحِدِ، انا اَبُو بَکْرٍ الْخَطِیبِ، انا اَبُو طَاهِرٍ اِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ یَحْیَی الْعَلَوِیُّ، انا اَبُو المْفُضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الشَّیْبَانِیُّ، نا مُحَمَّدُ بْنُ مَحْمُودِ ابْنِ بِنْتِ الاَشَجِّ الْکِنْدِیُّ الْکُوفِیُّ، نَزِیلُ اِسْکَرَانَ سَنَةَ ثَمَانِی عَشْرَةَ وَثَلاثِ مِائَةٍ، نا مُحَمَّدُ بْنُ عَبیَسِ بْنِ هِشَامٍ النَّاشِرِیُّ، نا اِسْحَاقُ بْنُ یَزِیدَ، حَدَّثَنِی عَبْدُ الْمُؤْمِنِ بْنُ الْقَاسِمِ، عَنْ صَالِحِ بْنِ مِیثَمٍ، عَنْ یَدِیمِ بْنِ الْعَلاءِ، عَنْ اَبِی ذَرٍّ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): «مَثَلُ عَلِیٍّ فِیکُمْ ـ اَوْ قَالَ: فِی هَذِهِ الاُمَّةِ ـ کَمَثَلِ الْکَعْبَةِ الْمَسْتُورَةِ، النَّظَرُ اِلَیْهَا عِبَادَةٌ، وَالْحَجُّ اِلَیْهَا فَرِیضَةٌ».
از ابوذر نقل شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: علی، در میان شما (یا در میان این امت) همانند خانه کعبه است که پوشیده شده، نگاه کردن به او عبادت و آمدن به سوی آن برای حج، واجب است.

۳.۱۴ - روایت عمر بن خطاب

ابن‌کثیر در کتاب البدایة والنهایه، نام خلیفه دوم را نیز در میان راویان این روایت آورده است: روی من حدیث ابی بکر الصدیق، وعمر وعثمان بن عفان وعبدالله بن مسعود ومعاذ بن جبل وعمران بن حصین وانس وثوبان وعائشة وابی ذر و جابر ان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: «النظر الی وجه علی عبادة».

۳.۱۵ - روایت عمرو بن عاص

محب‌الدین طبری، بعد از نقل همین روایت از عبدالله بن مسعود، تصریح می‌کند که همین روایت از طریق عمرو بن العاص نیز نقل شده است: وعن ابن مسعود قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم (النظر الی وجه علی عبادة) اخرجه ابو الحسن الحربی وعن عمرو بن العاص مثله اخرجه الابهری.

۳.۱۶ - روایت معاذة غفاریه

ابن‌اثیر جزری در کتاب اسد الغابه، همین روایت از طریق معاذة الغفاریة، یکی از زن‌های مسلمان نقل کرده است: اخبرنا ابو موسی کتابة قال: اخبرنا ابو سعد محمد بن عبدالله المعدانی، حدثنا ابو الحسین بن ابی القاسم، حدثنا احمد بن موسی، حدثنی محمد بن علی، حدثنا جعفر بن احمد بن رَزین الموصلی، حدثنا یعقوب الدورقی، حدثنا یعلی بن عبید، حدثنا حارثة بن ابی الرجال، عن عمرة قالت: قالت لی معاذة الغفاریة: کنت انیساً برسول الله، اخرج معه فی الاسفار، اقوم علی المرضی واُداوی الجرحی، فدخلت علی رسول الله صلی الله علیه وسلّم ببیت عائشة وعلی رضی الله عنهما خارج من عنده، فسمعته یقول: (یا عائشة، ان هذا احب الرجال الیّ واکرمهم عَلیَّ، فاعرفی له حقه واکرمی مثواه). .. وذکر الحدیث فی النظر الی عَلیّ عبادة.
از معاذة الغفاریة نقل شده است که: من با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مانوس بودم، در سفر او را همراهی می‌کردم تا بیماران و زخمی‌ها را مداوا کنم. پس زمانی که آن حضرت در خانه عائشه حضور داشت، بر او وارد شدم؛ درحالی‌که علی از پیش او خارج می‌شد؛ پس شنیدم می‌گفت: «ای عائشه! این مرد مجبوب‌ترین و گرامی‌ترین شخص در نزد من است؛ پس حق او را بشناس و او را گرامی بدار». تا آن جای که این مطلب را نقل کرده: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است.

۳.۱۷ - روایت ابوسعید خدری

علامه حموینی در کتاب فرائد السمطین، همین روایت را از ابوسعید خدری نقل کرده است:
۱۴۴ ـ اخبرنی ابن عمّی الشیخ الامام نظام الدین محمد بن علی بن المؤید الحموئی، والشیخ الامام استاذی عماد الدین محمد بن احمد الخطیب الجاجرمی، ونجم الدین محمد بن ابی بکر [۵۶]     بیرایة ـ رحمهم الله ـ والشیخ الامام ابو عمرو ابن الموفق بقراءتی علیه، بروایتهم عن والدی شیخ الاسلام محمد بن المؤید الحموئی رضی الله عنه، بروایته عن الشیخ العارف المحقّق صدّیق عهده ابی الجناب احمد بن عمر بن محمد الصوفی قدّس الله روحه، قال: انبانا محمد بن عمر بن علی الطوسی بقراءتی علیه بنیسابور، انبانا ابو العباس احمد ابن ابی الفضل الشعانی، انبانا ابو سعید محمد بن طلحة الجنابذی، انبانا ابو القاسم السراج املاءً، انبانا ابو علی حامد بن محمد الهروی، انبانا محمد بن یونس القرشی، حدثنا ابراهیم بن اسحاق الجعفی، حدثنا عبدالله بن عبد ربّه، حدثنا شعبة، عن قتادة، عن حمید بن عبد الرحمان، عن ابی سعید قال: قال رسول الله صلّی الله علیه وسلّم: النظر الی وجه علی بن ابی طالب عبادة.

۳.۱۸ - روایت امیرالمؤمنین

همچنین علامه حموینی آن را از امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) نقل کرده است: عن جعفر بن محمد عن ابیه عن علی بن الحسین عن ابیه عن امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) وعلیهم، قال: قال: رسول الله صلّی الله علیه وآله:... ثم قال: صلّی الله علیه وآله: النظر الی علی عبادة، وذکره عبادة، ولا یقبل الله ایمان عبد الاّ بولایته والبراءة من اعدائه.
امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) نقل کرده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: نگاه کردن به چهره علی، عبادت است، یاد او عبادت است، خداوند ایمان هیچ بنده‌ای را نمی‌پذیرد؛ مگر با قبول ولایت آن حضرت و اعلام بیزاری از دشمنان او.


این روایت با بیش از هجده سند در کتاب‌های اهل سنت نقل شده است و این تعداد سند قطعاً متواتر محسوب می‌شود، حکم به بطلان چنین روایتی با این گستردگی نقل، تنها نشانگر خصومت و عداوت کسانی است که تمام همت خود را به کار بسته‌اند تا فضائل اهل بیت (علیهم‌السّلام) را زیر سؤال ببرند.


۱. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۵، ص۱۳۹، ح۴۲۴۰، ۴۲۴۱.    
۲. البانی، محمد ناصر (متوفای۱۴۲۰ه)، ارواء الغلیل فی تخریج احادیث منار السبیل، ج۶، ص۹۵، تحقیق:اشراف:زهیر الشاویش، ناشر:المکتب الاسلامی - بیروت - لبنان، الطبعة:الثانیة، ۱۴۰۵ - ۱۹۸۵ م.    
۳. الکتانی، ابوعبدالله محمد بن جعفر (متوفای:۱۳۴۵ ه)، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ج۱، ص۲۴۳، تحقیق:شرف حجازی، ناشر:دار الکتب السلفیة - مصر.    
۴. المناوی، محمد عبدالرؤوف بن علی بن زین‌العابدین (متوفای ۱۰۳۱ه)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۶، ص۲۹۹، ناشر:المکتبة التجاریة الکبری - مصر، الطبعة:الاولی، ۱۳۵۶ه.    
۵. الکنانی، ابوالحسن علی بن محمد بن علی بن عراق (متوفای ۹۶۳ ه)، تنزیه الشریعة المرفوعة عن الاخبار الشنیعة الموضوعه، ج۱، ص۳۸۳، تحقیق:عبدالوهاب عبداللطیف/ عبدالله محمد الصدیق الغماری، ناشر:دار الکتب العلمیة - بیروت،، الطبعة:الاولی، ۱۳۹۹ ه.    
۶. الهیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفای۹۷۳ه)، الصواعق المحرقة علی اهل الرفض والضلال والزندقة، ج۱، ص۵۹، تحقیق عبد الرحمن بن عبدالله الترکی - کامل محمد الخراط، ناشر:مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة:الاولی، ۱۴۱۷ه - ۱۹۹۷م.    
۷. ابن‌حزم الاندلسی الظاهری، ابومحمد علی بن احمد بن سعید (متوفای۴۵۶ه)، المحلی، ج۷، ص۴۸۹.    
۸. الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد بن ایوب (متوفای۳۶۰ه)، المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۷۶، ح۱۰۰۰۶، تحقیق:حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر:مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة:الثانیة، ۱۴۰۴ه - ۱۹۸۳م.    
۹. الحلبی، اسماعیل بن القاسم (متوفای۳۷۰ه)، حدیث ابی‌القاسم الحلبی، ص۱، ح۳۸.    
۱۰. ابوحفص عمر بن احمد بن شاهین (متوفای۳۸۵ هـ)، الکتاب اللطیف لشرح مذاهب اهل السنة ومعرفة شرائع الدین والتمسک بالسنن، ج۱، ص۱۵۵، تحقیق: عبدالله بن محمد البصیری، ناشر: مکتبة الغرباء الاثریة - المدینة المنورة/ السعودیة، الطبعة: الاولی، ۱۴۱۶هـ.
۱۱. الحاکم النیسابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ ه)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۲، ح۴۶۸۲، تحقیق:مصطفی عبد القادر عطا، ناشر:دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة:الاولی، ۱۴۱۱ه - ۱۹۹۰م.    
۱۲. الاصبهانی، ابونعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰ه)، حلیة الاولیاء وطبقات الاصفیاء، ج۵، ص۵۸، ناشر:دار الکتاب العربی - بیروت، الطبعة:الرابعة، ۱۴۰۵ه.    
۱۳. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الاماثل، ج۴۲، ص۳۵۰، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر:دار الفکر - بیروت - ۱۹۹۵.    
۱۴. ابوحفص عمر بن احمد بن شاهین (متوفای۳۸۵ ه)، شرح مذاهب اهل السنة ومعرفة شرائع الدین والتمسک بالسنن، ج۱، ص۱۴۵، تحقیق:عادل بن محمد، ناشر:مؤسسة قرطبة للنشر والتوزیع، الطبعة:الاولی، ۱۴۱۵ه - ۱۹۹۵م.    
۱۵. الاصبهانی، ابونعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰ه)، فضائل الخلفاء الراشدین، ج۱، ص۶۵، طبق برنامه الجامع الکبیر.    
۱۶. البغدادی، ابوبکر احمد بن علی بن ثابت الخطیب (متوفای۴۶۳ه)، تالی تلخیص المتشابه، ج۲، ص۳۶۵، ح۲۲۱، تحقیق:مشهور بن حسن آل سلمان/ احمد الشقیرات، ناشر:دار الصمیعی - الریاض، الطبعة:الاولی، ۱۴۱۷ه.    
۱۷. الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ ه)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۲، ح۴۶۸۲، تحقیق:مصطفی عبد القادر عطا، ناشر:دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة:الاولی، ۱۴۱۱ه - ۱۹۹۰م.    
۱۸. ذهبی، شمس‌الدین، المستدرک علی الصحیحین و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، ج۳، ص۱۴۱، کتاب معرفة الصحابة، طبعة مزیدة بفهرس الاحادیث الشریفة، دارالمعرفة، بیروت، ۱۳۴۲هـ.
۱۹. السیوطی، جلال‌الدین ابوالفضل عبدالرحمن بن ابی‌بکر (متوفای۹۱۱ه)، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۱۳۴.    
۲۰. الهیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفای۹۷۳ه)، الصواعق المحرقة علی اهل الرفض والضلال والزندقة، ج۲، ص۳۶۰، تحقیق عبد الرحمن بن عبدالله الترکی - کامل محمد الخراط، ناشر:مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة:الاولی، ۱۴۱۷ه - ۱۹۹۷م.    
۲۱. الذهبی الشافعی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ ه)، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۲۱، تحقیق:شعیب الارناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر:مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة:التاسعة، ۱۴۱۳ه.    
۲۲. محمد بن عثمان بن ابی شیبة الذهبی الشافعی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ ه)، تذکرة الحفاظ، ج۲، ص۱۷۱.    
۲۳. العسقلانی الشافعی، احمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ه)، تقریب التهذیب، ج۱ ص۷۷، رقم:۱۲، تحقیق:محمد عوامة، ناشر:دار الرشید - سوریا، الطبعة:الاولی، ۱۴۰۶ - ۱۹۸۶.    
۲۴. الذهبی الشافعی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ ه)، سیر اعلام النبلاء، ج۱۲، ص۳۳۱.    
۲۵. العسقلانی الشافعی، احمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ه)، تقریب التهذیب، ج۱، ص۵۹۵، رقم:۷۶۱۹.    
۲۶. الذهبی الشافعی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ هـ)، ذکر اسماء من تکلم فیه وهو موثق، ج۱ ص۱۹۸، رقم: ۳۷۶، تحقیق: محمد شکور امریر المیادینی، ناشر: مکتبة المنار - الزرقاء، الطبعة: الاولی، ۱۴۰۶هـ.
۲۷. العسقلانی الشافعی، احمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ه)، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۵۴، رقم:۲۶۱۵.    
۲۸. ذهبی، شمس‌الدین، الکاشف، ج۱، ص۲۲۷، رقم:۲۲۱.    
۲۹. العسقلانی الشافعی، احمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ه)، تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۹۷، رقم:۴۶۸۱.    
۳۰. الحلبی، اسماعیل بن القاسم (متوفای۳۷۰ه)، حدیث ابی القاسم الحلبی، ص۱۴، ح۳۷، تحقیق:قسم المخطوطات بشرکة افق للبرمجیات، ناشر:شرکة افق للبرمجیات مصر، الطبعة:الاولی، ۲۰۰۴م.    
۳۱. الطبری، ابوجعفر محب الدین احمد بن عبدالله بن محمد (متوفای۶۹۴ه)، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ج۱، ص۹۵.    
۳۲. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی القاسم علی بن الحسن ابن هبة الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الاماثل، ج۴۲، ص۳۵۰، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر:دار الفکر - بیروت - ۱۹۹۵.    
۳۳. الدینوری القاضی المالکی، ابوبکر احمد بن مروان بن محمد (متوفای۳۳۳ه)، المجالسة وجواهر العلم، ج۱، ص۵۹۲، ح۳۵۰۳، ناشر:دار ابن حزم بیروت، الطبعة:الاولی، ۱۴۲۳ه ۲۰۰۲م.    
۳۴. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی القاسم علی بن الحسن ابن هبة الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۰.    
۳۵. الذهبی الشافعی، شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ ه)، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۴۲، تحقیق:شعیب الارناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر:مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة:التاسعة، ۱۴۱۳ه.    
۳۶. الهیثمی، ابوالعباس احمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفای۹۷۳ه)، الصواعق المحرقة علی اهل الرفض والضلال والزندقة، ج۲، ص۵۱۷، تحقیق عبد الرحمن بن عبدالله الترکی - کامل محمد الخراط، ناشر:مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة:الاولی، ۱۴۱۷ه - ۱۹۹۷م.    
۳۷. الحاکم النیسابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ ه)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۲، ح۴۶۸۱، تحقیق:مصطفی عبد القادر عطا، ناشر:دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة:الاولی، ۱۴۱۱ه - ۱۹۹۰م.    
۳۸. الاصبهانی، ابونعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰هـ)، معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۱۱۱، ح۵۳۰۷، طبق برنامه الجامع الکبیر.
۳۹. الرافعی القزوینی، عبدالکریم بن محمد (متوفای ۶۲۳ ه)، التدوین فی اخبار قزوین، ج۳، ص۳۹۱، تحقیق:عزیز الله العطاری، ناشر:دار الکتب العلمیة - بیروت - ۱۹۸۷م.    
۴۰. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الاماثل، ج۴۲، ص۳۵۴، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر:دار الفکر - بیروت - ۱۹۹۵.    
۴۱. الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد بن ایوب (متوفای۳۶۰ه)، المعجم الکبیر، ج۱۸، ص۱۰۹، ح۲۰۷، تحقیق:حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر:مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة:الثانیة، ۱۴۰۴ه - ۱۹۸۳م.    
۴۲. الاصبهانی، ابو نعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰هـ)، معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۱۱۱، ح۵۳۰۶، طبق برنامه الجامع الکبیر.
۴۳. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۳.    
۴۴. محمد بن خلف بن حیان (متوفای۳۰۶ه)، اخبار القضاة، ج۲، ص۱۲۳، ناشر:عالم الکتب - بیروت.    
۴۵. ابن‌مغازلی، علی بن محمد، مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب، ص۲۷۸، ح۲۵۰.    
۴۶. البغدادی، ابوبکر احمد بن علی بن ثابت الخطیب (متوفای۴۶۳ه)، تاریخ بغداد، ج۲، ص۳۸۴.    
۴۷. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الاماثل، ج۴۲، ص۳۵۲، تحقیق:محب الدین ابی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر:دار الفکر - بیروت - ۱۹۹۵.    
۴۸. الاصبهانی، ابونعیم احمد بن عبدالله (متوفای۴۳۰ه)، حلیة الاولیاء وطبقات الاصفیاء، ج۲، ص۱۸۲، ناشر:دار الکتاب العربی - بیروت، الطبعة:الرابعة، ۱۴۰۵ه.    
۴۹. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱هـ)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۰، ص۹.
۵۰. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۵.    
۵۱. الطبری، ابوجعفر محب الدین احمد بن عبدالله بن محمد (متوفای۶۹۴ه)، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ج۱، ص۹۵، ناشر:دار الکتب المصریة - مصر.    
۵۲. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۵.    
۵۳. ابن‌مغازلی، علی بن محمد، مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب، ص۲۷۸، ح۲۵۱.    
۵۴. الجرجانی، عبدالله بن عدی بن عبدالله بن محمد ابواحمد (متوفای۳۶۵ه)، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۳، ص۱۹۵.    
۵۵. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱هـ)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۵.
۵۶. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق ج۴۲، ص۳۵۵.    
۵۷. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۰.    
۵۸. ابن‌الجوزی الحنبلی، جمال‌الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد (متوفای ۵۹۷ ه)، الموضوعات، ج۱، ص۳۵۹.    
۵۹. ابن‌عساکر الدمشقی الشافعی، ابی‌القاسم علی بن الحسن ابن هبة‌الله بن عبدالله (متوفای۵۷۱ه)، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۶.    
۶۰. ابن‌کثیر الدمشقی، ابوالفداء اسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴ه)، البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۵۸، ناشر:مکتبة المعارف - بیروت.    
۶۱. الطبری، ابوجعفر محب‌الدین احمد بن عبدالله بن محمد (متوفای۶۹۴ه)، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ج۱، ص۹۵.    
۶۲. ابن‌اثیر الجزری، عزالدین بن الاثیر ابی‌الحسن علی بن محمد (متوفای۶۳۰ه)، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۷، ص۲۵۸.    
۶۳. الجوینی، ابراهیم بن محمد بن مؤید (متوفای ۷۲۲ه)، فرائد السمطین، ج۱، ص۱۸۱، ناشر:مؤسسة المحمودی بیروت، ۱۴۰۰ه.    
۶۴. الجوینی، ابراهیم بن محمد بن مؤید (متوفای ۷۲۲ه)، فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹.    




موسسه ولی‌عصر، برگرفته از مقاله «آیا روایت «نگاه کردن به چهره علی (علیه‌السلام) عبادت است»، با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟».    







جعبه ابزار